میدانی فینگیل جان شاید اینقدر مهارت داشته باشی که لب یک تیغ راه بروی ولی این را بدان ک حتی اگر سقوط هم نکنی همان تیغ تو را زخمی می کند.
اینطرف : اوه اوه سیب زمینیا دسته قابلمه ترکید فک کنم .
اونطرف : نه دیوانه فن لپ تاپته داره میسوزه خاموشش کن الان میترکیم :|
پس از یک روز و نیم گشتن و نیافتن منبع بوی احتراق ب حول و قوه ی الهی کولرمان رفت ب فنا.
-کجا میری سفر ؟
- شام چی میخوری ؟
-ب این سوال جواب بده ی خونه روی آب و ی ماشین پرنده جایزه ببر ! حتی میتونی برنده سفر ب جزایز گلابی باشی.
یک کیلو پنبه سنگین تره یا یک کیلو آهن ؟
-کاربر گراااامی تبررررریک تبررررریک وااااای چقده تو خوش شانسی تو تونستی تو این ماه سی تا تک تومنی تو تماسات صرفه جویییی کنی وااای تبریک بیا ماچت کنم.
:|
باید توی تاریخ بنویسند اینطوری ک این اپراتور ب سطح شعور ملت توهین کرد شیطان بزرگ با آن همه ابهت و امکانات نتوانست.
در تمام مدتی ک داشت حرف میزد من فقط ب این فکر میکردم ک در این لوکیشن "نزدیک ترین دیوار ب من کدومه ک سرمو بکوبم بش راحت شم .حااان؟ کدومه ؟؟؟"
آدم هایی ک سعی می کنند لبخند بزنند آدم هایی ک سعی میکنند قوی ب نظر برسند، آدم هایی ک سعی میکنند شاد و خوش بخت ب نظر برسند، این آدم ها یک روزی یک جایی توی زندگیشان مرده اند فقط دارند سعی میکنند ادای زنده بودن را دربیاورند.
سلام کنید ب عمو .
مورچه ها عمو ! عمو مورچه ها :|
بعضی از این مورچه ها هم کاملن مشخص است ک بیشعوری را آگاهانه انتخاب کرده اند. من برای آنها احترام قائلم و کاری ب کارشان ندارم ولی آیا گاز گرفتن کار خوبی است ؟
نه اینکه اینجا را دوست نداشته باشم ، نه اینکه وقت نوشتن نداشته باشم، نه هیچ چیز دیگری شبیه اینها . فقط " من هرچه بی قرارترم بی صدا ترم " * . کمی صبر! زمان همه چیز را حل میکند مثل همیشه :)
* مصرعی از جناب اصغر معاذی
بچه های سیستم الان یک هفته است ب تکاپو افتاده اند و دارن میزنند توی سر خودشان و توی سر آی تری پل ای و اسکولار و کذا ک "برا پیشنهادیه سمینار چه نوع خاکی توی سرمان بریزیم؟" بعد این در حالی است ک بچه های گرایش میدان بسیار خجسته طور و فخر انگیزناک به ما میگویند "ما هذا ماذا ما پیشنهادیه سمینار ؟!" . میدانی ها را هم خدا آفریده ب هرحال اصلن هم ما بد شانس نیستیم اصلن هم اساتیدسیستم پوست ما را نمیکنند. این ها شایعاتی بیش نیست. مرگ بر استکبار.
آیکونِ سکوت فلسفی !
آورده اند ک علم را بجورید حتی اگر در چین و ماچین باشد. یک تبصره اینجا وارد میشود ک اگر رفتید چین و ماچین علم را بجورید، قضیه ی شو چاون چین شی شی را نجورید. از ما گفتن !
حال همه ی ما خوب است. هوا آلوده نیست. تهران طوفان نشده. استاد سالم است و چلاق نشده. تعطیلی رسمی و غیر رسمی ای در کار نبوده. آسمان هم ب زمین نیامده حتی. ولی امتحان ما برای بار سوم ب تعویق افتاد. این مسئله نشان میدهد ما دانشجویانی هستیم ک ابدن جنبه ی داشتن استاد گوگول و مهربانی مثل استاد مخابرات پیش رفته را نداریم.
یک عده فرشته هم هستند ک آماده ب رزم نشسته اند آن بالا تا اگر خدایی نکرده عادم های این کره ی خاکی ب چیزی مغرور شدند فرتی از آسمان هفتم بپرند پایین و حال عادم را بکنند توی قوطی.