هیچ کسی نیست ک در بیشه ی عشق قهرمانان را بیدار کند ؟ ینی واقعن نیس ؟ من ب خوابم ادامه بدم ؟
زیادی تاریک بود من سرم را کرده بودم توی کتاب و داشتم کیس جدید درمانی یالوم را میخواندم هفت درس پیشرفته در درمان سوگ. بچه ها سرشان را کرده بودند توی لپ تاپ و کاغذ و برگه هایشان، برای ارائه آماده میشدند. استاد با دقت به کسی ک پای تخته بود گوش میداد. یک ساعت از شروع ارائه ها گذشته بود ک خیلی خجسته طور آمد توی اتاق پروژه. نوبتش ک رسید رفت بالا و گفت "من وقت نکردم اسلاید درست کنم ." من حس کردم الگوی خودم توی زندگی را پیدا کرده ام توی اتاق پروژه سر یک ارائه ی چرت. کی باورش می شد ؟
چند وقت پیش عمه مامان مرد. مامان وقتی از مراسم تشییع جنازه آمده بود خانه گفت یکی از والیبالیست ها هم آنجا بوده و میشود نمیدانم کیه که کیه عمه خانم. دیشب در حین پخش والیبال:
- "مامان کدوم اینا تو ختم عمه بودن ؟"
خانوم مادر در حالی ک ایستاده جلوی تلویزیون و قیافه والیبالیست ها را با دقت از نظر میگذراند : " نمیدونم اون موقه کت شلوار تنش بود الان شورت پوشیده . معلوم نمیشه ک اینجوری ".
:|
برای حل مسئله های بزرگ در مهندسی اول آن را تبدیل می کنند به چند زیر مسئله و بعد شروع میکنند ب حل کردنش به صورت بهینه. ولی نکته این است که حل بهینه ی زیر مسئله های یک مساله لزوما منجر به حل بهینه ی آن مسئله نخواهد شد. در حقیقت این شرح حال مهندسی من و نیکولاست!
هیچ آدمی مستقل از گذشته اش نیست. گذشته همیشه پلی میزند ب آینده. من این را قبول دارم. ولی همیشه لازم نیست ک آدم از این پل رد شود. گاهی آدم باید چشم هایش را ببندد و بپرد پایین.
فیس بوک را تعریف کنید :
فیس بوک جایی است ک در آن با همه ی پسرخاله های نداشته تان یکهویی آشنا می شوید.
اندر احوالات شب امتحان :
- سعیده تو تمرین حل کردی ؟
داریم مگه ؟
- نه تمرین اضافی از نوسدال منظورمه.
شما خودت نظرت چیه ؟ :|
- کاریم نداشته باش خودم لال میشم الان .
در مراسم افطاری خانه ی فامیل دور :
تلویزیون : اللـــــــــــــــــــــــــه اکبــــــــــــــــــــــــــــــــــر
واکنش فامیل : دست جیــــــــــــــــــغ ســــــوت ایـــــــــــــول هووووورااااااا
گشنگی فشار میاره ب هر حال :|
اساسا احمق بودن ربطی ب باهوش بودن ندارد. یک آدم باهوش می تواند کلی احمق باشد. باهوش های احمق قابلیت این را دارند ک ب خوبی روی اعصاب بشریت یورتمه بروند و معمولن هم نمیتوان آنها را متوقف کرد زیرا باهوشند و همیشه راه دیگری برای یورتمه رفتن روی اعصاب بشریت توی آستینشان دارند.
ما دل ب غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو ب جان خسته داریم ای دوست
گفتی ک ب دل شکستگان نزدیکیم ؟
ما نیز دلی شکسته داریم ای دوست
ماهِ مبارک سلام :)
قانونی هست ک میگوید " لطف مکرر میشه حق مسلم " نکته قابل توجه اینجاست ک این قانون هیچ رابطه ای با سطح شعور طرف مقابل ندارد.
بعضی ها هم چنان توی وبلاگشان قربان قد رعنا و زلف شهلای فلان مسئول محترم و بهمان رئیس والا مقام میروند ک آدم فکر میکند یک جایی تلویزیونی یخچالی قندی چایی چیزی میداده اند ما خبردار نشده ایم رفته توی پاچه ی هماینویمان. والا .
من، تلاش کردم ک تصویر مخدوش تو را دوباره توی ذهنم بسازم. تو اما انگار رسالت داری با یک مداد سیاه خط بکشی روی همه ی ساخته های من.
آدمی که یک بار خطا کرده باشد و پایش لغزیده باشد و بعد هم پشیمان شده باشد، مطمئن تر است از آدمی که تا به حال پایش نلغزیده!
این حرف سنگین است … خودم هم می دانم.
خطا نکرده، تازه وقتی خطا کرد و از کارتن آکبند در آمد، فلزش معلوم
می شود!
اما فلز خطاکرده رو است ... روشن است… مثلِ کف دست، کج و معوجِ
خطش پیداست.
از آدم بی خطا می ترسم، از آدم دو خطا دوری می کنم، اما پای آدم تک خطا می ایستم.
قیدار - رضا امیرخانی
سوالی ک برای من پیش آمده این است ک آیا واقعن شکل هندسی یک قرص ب خواص آن مرتبط است ؟ مثلن نمیشود این قرص ها را جوری بسازند ک انسان مراحل عبورش از ابتدای حلق تا انتهای معده را با تمام وجودش حس نکند ؟ آیا اینکه هسته ی خرما هم از گلوی آدم رد میشود دلیل موجهی برای ساختن یک کپسول ب طول هسته ی خرماست ؟ یا مثلن ارائه خلاقیت روی یک قرص و تبدیل کردن آن ب چیزی شبیه یک چند وجهی ک تا برسد ب معده ب شصت جای آدم گیر میکند ضروری است؟